-
[ بدون عنوان ]
1385/01/07 14:02
وقتی در هفت آسمون خدا یک ستاره هم نداری دلت میخواد به نور فانوس اعتماد کنی اما یادت باشه که فانوس ها هم یک روزی خاموش میشن .
-
[ بدون عنوان ]
1385/01/06 00:36
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد برجای مانده صید و صیاد رفته باشد
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/28 00:15
زندگی صحنه یکتای هنرمندیهاست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
-
حساب پایان سال
1384/12/26 15:56
روزهای آخر ساله . خیلی از مغازه ها و شرکت ها سخت مشغول حسابرسی هستند حسابهاشونو دقیق دقیق جمع و کم میکنند . این روزها همه منتظر این هستند که ببینند تلاش یک سالشون به کجا رسیده . تومنی اگر از سال قبل بیشتر سود داشتند خوشحال میشند . خوب حق هم دارند . با خودم فکر میکنم خوبه یه خورده به حساب خودمون برسیم . بیایم حساب های...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/26 01:23
« ما میتوانیم با فصل ها عوض شویم اما فصل ها ما را عوض نخواهند کرد»
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/23 22:04
« سرمایه های هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد » ( دکتر شریعتی )
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/22 18:24
چقدر راست میگریستیم وقتی همه دروغ میخوردند دروغ سر میکشیدند و دروغ بر میگرداندند ...
-
بوی عیدی
1384/12/21 14:11
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده توی کتاب با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه شوق یک خیز...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/20 20:31
جایی که خون از ناخن خورشید میچکد فرهاد ساده لوح غم تیشه میخورد با این خیال که تیشه ، ریشه او را نمی زند ساقه او را نمیبرد
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/18 13:56
جوانان گرچه خوب و دلربایند ولیکن در وفا با کس نپایند وفاداری مدار از بلبلان چشم که هر دم بر گلی دیگر سرایند
-
دعوا بر سر آن ترک شیرازی !!!
1384/12/15 23:05
امروز یه مطلبی خوندم ؛ برام جالب بود « دعوای شاعران بر سر آن ترک شیرازی » ! حافظ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را صائب تبریزی : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز میبخشد زمال خویش میبخشد نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/14 23:37
وقتی عقیده ؛ عقده خوانده میشود و نور چراغ در آب ؛ مهتاب تلقی و متانت زمین زیر برف یخ میزند نان از یتیم خانه می دزدیم و میفهمیم « دزد ؛ اشتباه چاپی درد است »
-
مثل همیشه ...
1384/12/14 23:12
خلاصه شد که ببینمت ، بعد از اونهمه تلاش . یا شاید هم به قول ادم بزرگها « خدا خواست » ! آخه آدم بزرگها هر چیز که میشه میگن خدا خواست اگه هم نشه میگن مصلحت نبوده !!! خلاصه ما که نفهمیدیم پس سجاده و تسبیح و شمع های روشن توی امامزاده ها چه معنی دارند ؟! وقت کم داشتیم . یا شاید هم من وقت کم داشتم . نمیدونم . جای خاصی نبود...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/12 10:20
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
-
گله ای نیست
1384/12/11 13:42
در این دریای طوفانی در این امواج سهمگین زندگی یکه و تنها رهایم کردی مرا پر پرواز بر گرفتی و از اوج قله های با هم بودن به قعر چاه تنهایی پرتابم کردی این رسم زمانه است ؛ از تو گله ای نیست ...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/09 18:24
« بهره ما از زندگی به اندازه عشقی ست که نثار میکنیم نه به اندازه معشوقی که بدست می آوریم »
-
گور خر !
1384/12/09 00:04
از گور خری پرسیدم : آیا تو سیاه هستی با خط های سفید یا سفیدی با خط های سیاه ؟ و گور خر از من پرسید : آیا تو بدی با عادت های خوب ؟ یا خوبی با عادت های بد ؟ آیا تو آرامی اما بعضی وقتها شلوغ میکنی یا شلوغی بعضی وقتها آرام میشوی ؟ آیا شادی بعضی وقتها غمگین میشوی ؟ یا غمگینی بعضی روزها شاد؟ آیا مرتبی بعضی روزها نامرتب ؟ یا...
-
نان شب
1384/12/08 22:46
چه ساده نان شب خویش را در خون همنوعان خود فرو میبریم و به خویشتن میبالیم که سفره هامان چه رنگین است ! آری ! چه رنگینی رنگین تر از سرخی خون ؟! چه بیتفاوت پیراهن برادرمان را چاک میزنیم و خط اتوی شلوارهایمان را هر روز تمدید میکنیم! چه ساده گلوی زیر دستانمان را میفشاریم و به قدرت کرسی پست و مقام خود تکیه میزنیم ! خدایا ؛...
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/06 18:28
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است
-
یادم باشد
1384/12/05 10:58
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نروم که بیراه باشد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است همه چیز براه و بر وقف مراد است و خوب تنها دل ما دل نیست آره !
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/05 10:06
یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی همنفس سهم من از بودن تو یه خاطرست همین و بس
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/04 20:24
برون نمیرود از خاطرم خیال وصالت اگر چه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت
-
[ بدون عنوان ]
1384/12/03 16:20
کجا سفر رفتی که بیخبر رفتی اشکم را چرا ندیدی از من دل چرا بریدی پا از من چرا کشیدی که پیش چشمم ره دگر رفتی
-
هراس های بیهوده . تا بوده همین بوده
1384/12/01 22:31
بارانهای پشت پنجره هوایی سرد و مخوف طوفان در کمین و ابرها در تکاپوی مهمانی آسمان واژه هایی غریب بوی نای غربت زندگی وحشتکده ای بیش نیست. میهراسم . از زندگی میهراسم . خدایا ؛ دلم سردابه است آتشکده اش کن .
-
[ بدون عنوان ]
1384/11/29 19:47
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم خدایا شکرت . شکرت . شکرت
-
[ بدون عنوان ]
1384/11/27 22:52
گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم
-
هزار غم
1384/11/27 12:52
آنکس که به خوبان لب خندان داده ست خون جگری به دردمندان داده ست گر قسمت ما نداد شادی ، غم نیست شادیم که غم هزار چنان داده ست
-
گریه کن
1384/11/26 16:03
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه غروبه مرهم این راه دوره سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه
-
من نگفتم نونستم
1384/11/26 14:25
شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم حرفهایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه نقش اون چشمای معصوم تا همیشه روبرومه
-
[ بدون عنوان ]
1384/11/24 14:05
مخور غم گذشته گذشته ها گذشته هرگز با غصه خوردن گذشته بر نگشته