-
یا علی بن موسی الرضا
1386/10/06 14:50
زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی ؟ بی پناهم خسته ام تنها به دادم میرسی؟ گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟ من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟ هر کسی نا امید بود دست توسل به دامان تو زد هر کسی دردی داشت تو درمانش بودی هر کسی بی پناه بود تو پناهش دادی...
-
[ بدون عنوان ]
1386/09/29 14:00
گر تو برانی به که روی آورم ؟
-
[ بدون عنوان ]
1386/09/26 22:15
آخه تو کجا بودی ؟ از کدوم شهر اومدی ؟ کی بهت گفته بیای منو آتیش بزنی دود کنی منو نابود کنی ؟
-
[ بدون عنوان ]
1386/09/15 19:17
گرچه میدانم نمیایی ولی هر دم زشوق سوی در می آیم و هر سو نگاهی میکنم
-
[ بدون عنوان ]
1386/08/25 14:42
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد باغ امسال چه پائیز عجیبی دارد غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست دگر باخبر گشته که دنیا چه فریبی دارد خاک کم آب شده مثل کویری تشنه شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد سیب هر سال در این فصل شکوفا میشد باغبان کرده فراموش که سیبی دارد
-
[ بدون عنوان ]
1386/08/22 21:17
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما اینهمه افسانه نداشت
-
پائیز
1386/08/11 22:43
برگهای پائیزی مثل ارزوهای نا تمام میمانند ارزوهایی که با عبور یک عابر خسته و بیتوجه زیر پاهای ادمی له میشوند و صدای خش خششان طنین دلنواز عصر های جمعه است منهم آن برگ افتاده ام مسافر با قدمی بگذر و تمامم کن .
-
[ بدون عنوان ]
1386/07/21 10:35
کم کم غروب ماه خدا دیده میشود صد حیف از این بساط که برچیده میشود در این بهار رحمت و غفران و مغفرت خوشبخت آنکسیت که بخشیده میشود
-
عید فطر مبارک
1386/07/21 10:34
زود گذشت زودتر از اونیکه فکرشو بکنی اینگار همین دیروز بود که از راه رسیده بود و همراه خودش یک دنیا برکت و نعمت آورده بود . وقتی دستهاتو بلند میکنی تا قنوت رو بخونی باورت نمیشه یک ماه گذشت . به همین سرعت . یک ماه درهای رحمت خدا باز باز بود . چیکار کردیم توی این یک ماه ؟ مثل فقیرهای سمج چسبیدیم بهش یا نه ؟ تونستیم راهی...
-
یا حبیب من لا حبیب له
1386/07/13 02:15
باز آ ، باز آ هر آنچه هستی باز آ و من باز آمدم با کوله باری از گناه کوله باری سنگین تر از سال قبل . از معصیت سیر آمدم / بگذر اگر دیر امدم خدای من ، یک سال گذشت یک سال فرصت برای زنده بودن زندگی کردن . امسال هم با رویی سیاه تر از سال قبل به درگاهت امدم آمدم تا امشب دوباره اشک ندامت بریزم آمدم تا بگویم که مهمان نوازتر از...
-
[ بدون عنوان ]
1386/07/05 14:14
هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چون فردا شود امروز و فردا میکنم
-
سکوت سر شار از ناگفته هاست
1386/07/03 14:41
ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی میرود و گفتن که سگ من نبود ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را اب باید داد ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش ساده است لغزش های خود را شناختن با دیگران زیستن به حساب ایشان و گفتن که...
-
بدون عنوان
1386/06/28 14:28
حلقه های مداوم پیاپی تا دور دست . تصمیم درست صادقانه . با خود وفادار می مانم آیا یا راهی سهل تر اختیار میکنم ؟
-
ایمان
1386/06/27 22:35
اگه مواظب نباشی ایمانتو درست جایی از دست میدی که بیشتر از همیشه بهش احتیاج داری ... چقدر این جمله قشنگه . خدای من هوامو داشته باش . راه سخت و درازه . هیچ کسی هم جز خودت نمیتونه مواظبم باشه
-
[ بدون عنوان ]
1386/06/27 14:31
الهی نگویم طاعتم بپذیر ؛ قلم عفو برگناهم کش
-
درس تازه
1386/06/26 22:54
چقدر قشنگ گفت واقعا حکمت چیه ؟ واقعا عدالت خدا یعنی چی ؟ یعنی اونچیز که من میخوام ؟ یعنی اونچیز که من دوست دارم ؟ خدای من . گاهی چقدر جملاتتو قشنگ برای ادم میگی . چه درس قنشگی دوست دارم خدا جونم
-
...
1386/06/25 23:14
اومد خیلی هم زود اومد خیلی اهسته بی سر و صدا حتی صدای پاهاش تکونم نداد بیدارم نکرد خوابم خیلی سنگین شده چرا ؟ چرا حسش نمیکنم؟ چرا لمسش نمیکنم ؟ چرا درکش نمیکنم ؟ داره از دستم میره چرا نمیتونم کاری کنم ؟ چی شد که اینجوری شد ؟ چند روز گذشت بقیش هم میاد و میره . خدای من نزار اینجوری بمونم. بزار یه یادگاری خوب از ضیافتت...
-
ماه رمضان مبارک
1386/06/21 22:41
دوباره از راه رسید با گامهای محکم و استوارش با صدای فریاد الله اکبرش با دعاهای نیمه شبش با فرشتگان مامور شده اش چقدر این گامها قشنگند وقتی میاید همه چیز اینگار تازه میشود از نو میروید اینگار مردم همه مهربانتر میشوند وقتی میاید ادم بهتر میتواند تصمیم های خوب بگیرد وقتی میاید روحی تازه در درون ادمی جان میگیرد کالبدش حتی...
-
منقول
1386/06/18 23:07
دیدی عروسک ! کسی مارا بر بوم یادها به تصویر نکشید ترانه ای از دوری ما دلتنگ نشد چشمی رو به درگاه اشک به انتظار ما ننشست ما دیگر در شهر آینه غریبیم بیا برویم عروسک من و تو تا آغاز راه مرثیه هم سفریم .
-
[ بدون عنوان ]
1386/06/07 09:49
هراسهای بیهوده تا بوده همین بوده ...
-
[ بدون عنوان ]
1386/06/06 23:58
-
[ بدون عنوان ]
1386/05/29 23:33
خدایا گفتی انسان هر آینه فراموشکار است پس چرا نمیتونم فراموش کنم ؟
-
تک بیتی
1386/05/27 23:09
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
-
[ بدون عنوان ]
1386/04/25 03:35
بودیم و کسی پاس نیمداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
-
ضد حال
1386/04/23 23:53
آخ که چقدر میخوره توی ذوق آدم وقتی که با یه اشتیاق خاص برای دیدن کسی بری که از خونه خدا برگشته و همینکه وارد شدی ببینی توی خونه حاج خانم ماهواره روشنه و داره شوی خارجکی نشون میده ! واااااااااااااااااااااای
-
سوال
1386/04/22 23:31
امشب داشتم به این موضوع فکر میکردم که اگه بدونیم فقط و فقط یک روز از عمرمون مونده توی اون یک روز چیکار میکنیم ؟ واقعا چیکار میکنیم ؟ چقدر فرصت کمه نه ؟
-
قیصر امین پور
1386/04/21 13:55
پیشینیان با ما در کار این دنیا چه گفتند ؟ گفتند : باید سوخت گفتند : باید ساخت گفتیم : باید سوخت ، اما نه با دنیا که دنیا را ! گفتیم : باید ساخت ، اما نه با دنیا که دنیا را !
-
از کتاب رنگهای رفته دنیا
1386/04/20 13:32
بازگشته اند دردهای قدیمی من تصویرهای تاریک از من در آینه از من در خواب ها . این بار میخواهم تکه تکه تکه کنم خود را تا دوباره دست کسی شاید ... نه ! این پازل را هزار بار هم که بچینی همان میشود
-
شتاب لحظه ها
1386/04/19 22:13
از روزهایت شتابان گذر مکن که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی آغاز خویش که حتی سر منزل مقصود را گم میکنی . ( نقل از کتاب « بارانی باید ...» )
-
[ بدون عنوان ]
1386/04/15 22:56
رنگین کمان پاداش کسیست که تا آخرین قطره زیر باران مانده باشد