-
[ بدون عنوان ]
1386/04/14 23:05
تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو « میلاد فرخنده مادر دو عالم ؛ فاطمه زهرا (س) و روز مادر مبارک »
-
انا اعطیناک الکوثر
1386/04/13 22:43
وقتی رسول محبوب من به خانه در آمد ، انگار خورشید پس از چهل شام تیره ، چهل شام بی روزن ، چهل شام بی صبح از بام خانه طلوع کرده باشد ، دلم روشنی گرفت و وجود تو را با تک تک رگها و شریانهایم احساس کردم چگونه میتوانستم تاب بیاورم ؟ آن چند ماه حضور تو در وجود من شیرین ترین لحظات زندگی ام بود . هراس درد زادن ، دست استمداد مرا...
-
به مناسبت تولد خودم
1386/04/12 21:03
و شاید تنها مردگان از میلاد ما خرسند میشوند ، زیرا تنهایی شان چندان به درازا نخواهد کشید . (علی روح نواز )
-
دوستت دارم مادر
1386/03/31 23:53
دستم را گشودم تا نگاهی به رگهای پر خونش بیندازم حرارتی عجیب از آن بلند شده بود حرارتی که در آن وا مانده بودم که خیال است یا حقیقت با من حرف میزد خوب شنیدم که با من سخن گفت با همین گرما دستم به لرزه افتاد بغض همه وجودم را گرفت و اشک امانم نداد اما من تنها نمیگریستم او نیز بود و به همراه اشک های بی صدای من میگریست دلش...
-
یاس کبود
1386/03/27 23:42
من نه توان از تو سرودن دارم نه از تو دم زدن را لایقم یاس کبود من امشب در دل علی غوغایی است و کوچه های مدینه به یاد چادر خاکی تو به اشک نشسته اند مادرم برای ما فرزندان دور افتاده از تو امشب بهانه ای است برای متوسل شدن دستمان را بگیر و مگذار و مخواه که از تو دور بمانیم
-
« برگرفته از وبلاگ شخص ثالث »
1386/03/27 22:32
دویدم و دویدم، به خونهای رسیدم اونجا خاتونو دیدم، خدایا چی میدیدم! یه خونه پر از دود! دود از آتیش در بود خاتون و دیوار و در! یه میخ، اونم خونآلود یه مرد با دست بسته! با یک قلب شکسته چهار تا گل هراسون! کنج اتاق نشسته حال خاتون چه بد بود، رو چادرش یه رد بود رد خونو نمیگم، انگار جای لگد بود بیرون یه دیو سیا، باهاش یه...
-
Beautiful pictures
1386/03/25 12:41
Beautiful pictures developded from negatives in a dark room . So if you see darkness in your life be sure that God is making a beautiful picture for you
-
از کتاب دوست ناب ترین کلام هستی
1386/03/24 23:31
یکدیگر را پذیرفتیم تشویق کردیم و ستودیم توانمندی های هم را . دوستی مان چه پاک و بی آلایش است ؛ جایگاهی که قادریم خود باشیم بی هیچ نقش و نقابی . دوستی مان رو به قرون است ؛ به سان منبع لایزال وجد و سرور و آرامش زندگی ام .
-
منقول
1386/03/22 22:02
من برای سالها مینویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق میشوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود یکی نبود ...
-
[ بدون عنوان ]
1386/03/18 22:16
همون گوی و همون میدون رخ افسرده دلم گریون میون دوزخ و برزخ بازم روزای سرگردون
-
[ بدون عنوان ]
1386/03/17 22:24
عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم مائیم که در غیبت کبری ماندیم (منقول )
-
[ بدون عنوان ]
1386/03/15 01:32
خدایا دوست دارم همین و بس .
-
عرضی شیرازی
1386/02/27 15:01
غلط است اینکه گویند که به دل رهست دل را دل من زغصه خون شد دل تو خبر ندارد ...
-
صبر
1386/02/23 19:57
صبر داشته باش ؛ انتظار همیشگی نیست ...
-
دکتر شریعتی
1386/02/21 16:51
حج ، بودن تو را که چون کلافی سر در خویش گم کرده است ، باز می کند. این دایره بسته ، با یک نیت انقلابی ، باز می شود ، افقی می شود ، راه می افتد ، در یک خط سیر مستقیم ، هجرت به سوی ابدیت. به سوی دیگری ، به سوی او ! هجرت از خانه خویش به خانه خدا ، خانه مردم ! و تو ، هر که هستی ، که ای ؟ انسان بوده ای ، فرزند آدم بوده ای ؟...
-
وصال شیرازی
1386/02/09 23:44
پروانه به یک سوختن آزاد شد از شمع بیچاره دل ماست که در سوز و گداز است
-
دکتر شریعتی
1386/02/06 11:07
در آستانه ء مسجد الحرامی ، اینک،کعبه در برابرت ! یک صحن وسیع ، و در وسط ، یک مکعب خالی و دیگر هیچ ! ناگهان بر خود می لرزی ! حیرت ، شگفتی ! اینجا ... هیچکس نیست ، اینجا ... هیچ چیز نیست ... حتی چیزی برای تماشا ! یک اتاق خالی ! همین ! احساست بر روی پلی قرار می گیرد از مو باریکتر ، از لبه شمشیر برنده تر ! قبله ایمان ما ،...
-
جامی
1386/02/06 10:35
مکن تعجیل در تحصیل مقصود بسا دیری که باشد خوشتر از زود
-
خدا
1386/01/31 11:32
هرچه دلت خواست نه آن میشود هر چه خدا خواست همان میشود ...
-
[ بدون عنوان ]
1386/01/31 11:28
من به خط و خبری از تو قناعت کردم قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست ...
-
مناجاتنامه
1386/01/29 13:50
از او خواه که دارد و می خواهد که بخواهی ؛ از او مخواه که ندارد و می ترسد که از او بخواهی ...
-
[ بدون عنوان ]
1386/01/28 23:17
الهی مرا آن ده که آن به ...
-
(برگرفته از کتاب بالهایت را کجا جا گذاشته ای )
1386/01/27 21:18
میخواستند سرش را ببرند . خودش این را می دانست . او معنی کاسه ی آب و چاقو را میفهمید . با مادرش هم همین کار را کردند . آبش دادند و سرش را بریدند . ترسیده بود . گردنش را گرفته بودند و میکشیدند . قلب قرمزش تند تند میزد . کمک می خواست . فریاد میزد و صدایش تا آسمان هفتم بالا می رفت . خدا فرشته ای فرستاد تا گوسفند بی تاب را...
-
[ بدون عنوان ]
1386/01/24 12:58
چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم ؟ - خانه اش ویران باد - من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی ( فریدون مشری)
-
[ بدون عنوان ]
1386/01/11 14:53
در جمع من و این بغض بیقرار جای تو خالی ... (محمد علی صالحی)
-
بی آنکه دوست بداند ...
1386/01/10 12:49
هرگز برایت از دوست داشتنم حرفی نخواهم زد از جرقه های محبتی که هر لحظه بر دلم میزنی ، از گرمای کلامی که وقت گفتنت در دل خود احساس میکنم هرگز هرگز برایت نخواهم گفت از آن سیب سرخ پنهانی که به سویت دراز کرده ام و از آن دستی که ... هرگز برایت نخواهم گفت شاید تو خود روزی بخوانی دوست داشتنم را از دلتنگ شدنم از انتظارم از...
-
سال نو مبارک
1386/01/01 04:21
چقدر حرف واسه گفتن هست چقدر فرصت برای حرف زدن کمه فکر کنم این جمله بهترین چیز باشه برای وقتی که یه دنیا حرف داری ؛ ولی نمیدونی چرا نمیتونی بگی خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار سال نوی شما مبارک انشالله که سالی پر از موفقیت داشته باشید
-
بهار
1385/12/27 13:07
باید از نو جوانه زد بهار بهترین بهانه است ...
-
آرزو
1385/12/16 22:54
آرزوهاتو یه جایی یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه . خدا یادش نمیره ؛ ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده (منقول)
-
...
1385/12/11 13:21
هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چون فردا شود امروز و فردا میکنم