X
تبلیغات
نماشا
رایتل

دکتر شریعتی

1386/02/21 ساعت 04:51 ب.ظ

حج ، بودن تو را که چون کلافی سر در خویش گم کرده است ، باز می کند.

 

این دایره بسته ، با یک نیت انقلابی ، باز می شود ،

 

 افقی می شود ، راه می افتد ،

 

 در یک خط سیر مستقیم ، هجرت به سوی ابدیت.

 

به سوی دیگری ،

 

 به سوی او !

 

هجرت از خانه خویش به خانه خدا ، خانه مردم !

 

 و تو ، هر که هستی ،

 

 که ای ؟ انسان بوده ای ،

 

 فرزند آدم بوده ای ؟

 

اما تاریخ ، زندگی ، نظام ضد انسانی اجتماع ، تو را مسخ کرده است .

 

و تو ، جاده تاریخ را پیش گرفتی ،

 

به راه افتادی ،

 

کوله بار امانت خدا بر دوشت ،

 

پیمان خدا در دستت ،

 

نام ها که خدا به تو آموخت و در دلت و روح خدا در کالبدِ بودنت و ...

 

عصر ، تمامی سرمایه ات و تو ،

 کارت ؟ همه  از سرمایه خوردن !

 

پیشه زندگی ات؟ زیانکاری ،

 نه زیان در سود ،

 

 زیان در سرمایه: خسران!

 

 و به عصر سوگند که انسان هر آینه در زیانکاری است.

 

و تو ، تا حال چه کرده ای؟ زندگی کرده ای !

 

- چه در دست داری؟

 

- سال ها که از دست داده ام !

 

و چه شده ای؟ ای بر سیمای خداوند !

 

 ای مسئول امانت او ؟

 

 ای مسجود ملائک او ؟

 

 ای جانشین الله در زمین ! در جهان !