X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یا حسین

1385/11/06 ساعت 06:49 ب.ظ

چشم باز میکنم

نمیدانم خواسته یا ناخواسته بود که خود را در میان عذادارن حسین میبینم

اولین چیزی که به ذهنم میرسد جمله دوستی بود که میگفت

 « خدا دوست دارد طعم عشقش را به تو بچشاند ....»

 و صحت این سخنش را امروز نیز دریافتم

و لبریز شدم

از عشق به خدا

و کسانی که بهترین آفریده های او بودند

این روزها تمام شهر در عذایشان سیاه پوش شده اند

در میان این جمعیت نوزادی را روی دست بلند میکنند ،

 دور سرش سر بندسبزی  از یا حسین بسته اند

و باز ناخواسته اشک گونه هایم را نوازش میدهد

اما خدایا نمیدانم در چنین ساعاتی چرا زنان شهرم با روح محرم همساز نمیشوند

مثلا  اگر هفتاد قلم آرایششان بشود بیست قلم ، چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد ؟

اینطرف سیاه پوشان حسین با پاهای برهنه و زنجیرهاشان

و آنطرفتر شلوارهای کوتاهی که در این سرما نیم وجب بالاتر از کفش هاست !

چقدر تفاوت است بین این برهنگی با آن برهنگی !

چادرم را محکمتر دور سرم میپیچم و از ته دل خدا را شکر میکنم .